Monday, July 02, 2007


چرا می خواهی مرا از یاد ببری


وقتی ثانیه های ذهنت پر از من بوده است
 
posted by مهناز at 8:22 AM |


2 Comments:


At 2:58 AM, Anonymous minaaa

سلام...
مثل همیشه خیلی قشنگ بود...

یه سوال دارم ازتون...
البته اگه اشکال نداره

وبلاگ نیکا کار شماست یا کار علی آقا؟

خیلی قشنگ و بامزه ست...

آدم فکر می کنه راستی راستی حرفهای خود نیکا کوچولوئه

خدا براتون نگه ش داره...

 

At 6:54 PM, Anonymous سارا

می بینی...انگار وقتی قرار است زندگی چیزی را یاد آدم بیاورد ، آن وقت حتی ابرها ، همان ابرهای ساده و همیشگی هم کارشان را بلدند